تبليغاتX
life with horror -
life with horror
یه حسی دارم

نمی دونم چیه

حس یه ادم گمشده

یا

حس یه گم کرده

نمی دونم چی رو گم کردم

شایدم خودم رو

گیج   منگ   دیوونه

احساس می کنم بدن ام به هزار تیکه تبدیل شده

همه چی ام از هم جدا شده

الان اره همین الان احساس می کنم گم شدم

نه گمم کردن

انگار تو یه دنیای سیاه افتادم

تنها...

هر جا میرم باز همون سیاهی

پس کی این قایم موشک تموم میشه...

کی وقته پیدا شدن

وقتی چشم گذاشتم همه پیدا شدن اما من گم شدم

این بازی بچه گونه هیچ وقت سک سک نداره 

وااااااای خدا...

از این که هیچکی نمی فهمه چه مرگم دارم خفه می شم

 

TinyPic image

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 18:58  توسط shiVa  |