|
life with horror
|
نمی دونم چیه
حس یه ادم گمشده
یا
حس یه گم کرده
نمی دونم چی رو گم کردم
شایدم خودم رو
گیج منگ دیوونه
احساس می کنم بدن ام به هزار تیکه تبدیل شده
همه چی ام از هم جدا شده
الان اره همین الان احساس می کنم گم شدم
نه گمم کردن
انگار تو یه دنیای سیاه افتادم
تنها...
هر جا میرم باز همون سیاهی
پس کی این قایم موشک تموم میشه...
کی وقته پیدا شدن
وقتی چشم گذاشتم همه پیدا شدن اما من گم شدم
این بازی بچه گونه هیچ وقت سک سک نداره
وااااااای خدا...
از این که هیچکی نمی فهمه چه مرگم دارم خفه می شم
